با فرمت قابل ویرایش word
تعداد صفحات: 193 صفحه
تکه های از متن به عنوان نمونه :
تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
چکیده
یکی از مهم ترین مسائلی که در میان اندیشمندان و فیلسوفان اسلامی می توان مورد بررسی قرار داد تاثیر و تاثّری است که در مبانی و مسائل، در تفکرات و اندیشه های هم داشته اند. در این بین فیلسوفان و اندیشمندانی هستند که در دیگر متفکران بعد از خود تاثیر به سزایی داشته اند. این مسئله در آنجا اهمیت پیدا می کند که می توان در بین جریان های متعدد فکری، یک جریان حاکم و تاثیرگذار را شناخت و تمامی تفکرات دیگر اندیشمندان را بر اساس آن مبانی تحلیل و تفسیر کرد. از میان اندیشمندان معاصر می توان به علامه بزرگوار، سیدمحمد حسین طباطبایی اشاره کرد که در تفکرات استاد شهید مرتضی مطهری تاثیرات عمیقی را داشته است. در این نوشتار در پی آن بودیم تا با بررسی در آراء و افکار این دو اندیشمند، این تاثیر و تاثّر را شناسایی و در صورتی که اختلاف نظر در مبانی و مسائل وجود داشته باشد، کشف و تحلیل کنیم. در نوشتار حاضر با توجه به وسعت موضوعاتی که در آثار این دو اندیشمند وجود دارد به پنج موضوع اشاره و مورد بررسی قرار دادیم. در نهایت به این نتجه رسیده شد که علامه طباطبایی در مبانی فکری بخصوص نگاه توحیدی و فطری به موضوعات و مسائل، تاثیر عمیقی در استاد مطهری داشته است.
کلید واژه: آزادی، اخلاق، حقوق زن، اسلام، مقتضیات زمان، جامعه، تاریخ
فهرست مطالب
فصل اول. 1
کلّیّات… 1
1-1-بیان مسئله. 1
1-2-سوابق مربوط.. 2
3-1-فرضیه ها یا سوال های تحقیق.. 3
1-3-1-سوالات اصلی.. 3
1-3-2-سوالات فرعی.. 3
1-3-3-فرضیه ها 3
1-4-اهداف تحقیق.. 3
1-5-روش تحقیق.. 3
فصل دوم:آزادی.. 5
2-1-واژه شناسی و تعاریف از کلمه آزادی.. 6
2-1-1-آزادی در لغت… 6
2-1-2-تعریف آزادی.. 7
2-1-3- آزادی در قرآن و روایات… 10
2-2-دیدگاه علامه طباطبایی.. 14
2-2-1-تعریف آزادی.. 14
2-2-2-اختیار انسان و نسبت آن با اراده الهی.. 14
2-2-3- آزادی انسان متاثر از اسباب و علل.. 18
2-2-4-غایت آزادی، راه به سوی خداوند. 19
2-2-5-آزادی اجتماعی.. 19
2-2-6-خضوع و تذلل یک فرد در برابر دیگران، مخالف با فطرت انسانی.. 20
2-3-دیدگاه استاد مطهری.. 22
2-3-1-معنای آزادی.. 22
2-3-2-تعریف آزادی.. 23
2-3-3-اقسام آزادی.. 24
2-3-4-آزادی از نگاه اسلام. 30
2-4-نتیجه گیری.. 32
فصل سوم: فلسفه اخلاق.. 34
3-1-واژه شناسی و تعاریف اخلاق.. 35
3-1-1-اخلاق در لغت… 35
3-1-1-تعریف اخلاق.. 35
3-1-2-اخلاق در قرآن و روایات… 36
3-2-دیدگاه علامه طباطبایی.. 42
3-2-1-تعریف اخلاق.. 42
3-2-2- تمایز خلق و ادب… 43
3-2-3-اخلاق توحیدمحور. 44
3-2-4- فطرت زیربنای اخلاق.. 45
3-2-5-نسبیت اخلاق.. 46
3-3-دیدگاه استاد مطهری.. 49
3-3-1-تعاریف… 49
3-3-2-مبادی اخلاق.. 50
3-3-3-معیارافعال و ارزش های اخلاقی و نقد نسبی گرایی.. 54
3-4-4-نتیجه گیری.. 65
فصل چهام :مبانی فلسفی حقوق زن. 67
4-1-واژه شناسی و تعاریف از حقوق.. 68
4-1-1- واژه شناسی حقوق.. 68
4-1-2-تعریف حقوق.. 70
4-1-3- حقوق زن در قرآن. 71
4-1-4- شخصیت انسانی زن در روایات… 74
4-2- دیدگاه علامه طباطبایی.. 76
4-2-1-مبانی انسان شناسی.. 76
4-2-2-هویت انسانی زن. 79
4-2-3-تساوی حقوق زن و مرد. 82
4-3-دیدگاه استاد مطهری.. 84
4-3-1-مبانی هستی شناسی.. 84
4-3-2- مبانی انسان شناسی.. 92
4-3-3- هویت انسانی، و ارزش و مقام زن. 95
4-3-4-تفاوت های زن و مرد در آفرینش… 98
4-3-5-حقوق زن. 101
4-4-نتیجه گیری.. 106
فصل پنجم: 108
اسلام و مقتضیات زمان. 108
5-1-واژه شناسی و تعاریف اسلام و مقتضیات زمان. 109
5-1-1- مفهوم شناسی مقتضیات زمان. 109
5-1-2- واژه شناسی و اصطلاح شناسی اسلام. 109
5-1-3- مراتب اسلام. 110
5-2-دیدگاه علامه طباطبایی.. 115
5-2-1- علت تغییر مقتضیات زمان. 115
5-2-2- نیازهای ثابت و نامتغیر انسان. 117
5-2-3- خاتمیت… 119
5-3-دیدگاه های استاد مطهری.. 120
5-3-1- طرح مسئله و جایگاه علمی آن. 120
5-3-2- تعریف مقتضیات زمان. 121
5-3-3- علت تغییر مقتضیات زمان. 122
5-3-4- قلمرو و قوانین اسلام و ملاک تغییر و ثبات آنها 126
5-3-5- انواع نیازها 128
5-3-6- نظریه ربط متغیر به ثابت… 129
5-4-نتیجه گیری.. 140
فصل ششم :جامعه و تاریخ.. 142
6-1-واژه شناسی و تعاریف جامعه و تاریخ.. 143
6-1-1- واژه شناسی جامعه. 143
6-1-2- جامعه در لغت… 143
6-1-3- تعریف جامعه. 143
6-1-4- واژه شناسی تاریخ.. 144
6-1-5- تاریخ در لغت… 144
6-1-6- تعریف تاریخ.. 144
6-2-دیدگاه علامه طباطبایی.. 146
6-2-1-جامعه. 146
6-2-2- تاریخ.. 148
6-3-دیدگاه استاد مطهری.. 151
6-3-1- ضرورت بحث… 151
6-3-2- تعریف جامعه. 151
6-3-3- آیا انسان بالطبع اجتماعی است؟. 152
6-3-4- اصالت فرد یا اصالت جامعه. 155
6-3-5- جامعه و سنت… 161
6-3-6- تعریف تاریخ.. 163
6-3-7- آیا طبیعت تاریخ مادی است یا نه؟. 165
6-4-نتیجه گیری.. 173
فهرست منابع……………………………………………………………………………………………………………………175
همواره در طول تاریخ یک سنتی در بستر اندیشه و تفکر جریان داشت که انسان ها ناگزیر از این سنت جاری بودند. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری یک سنت جاری در بین اندیشمندان و متفکران طول تاریخ بوده است. تاملی چند در آراء متفکران تاریخ، نمایانگر این سنت کهن در تفکر بشر می باشد. چنانچه در تاریخ فلسفه، می توان برای نمونه به سقراط و افلاطون اشاره کرد. با بررسی آراء این دو فیلسوف، می توان به ارتباط فکری بین این دو فیلسوف دست یافت. چنانچه این مسئله، بین فیلسوفان اسلامی نیز جریان داشته است. برای مثال، تاثیرات فکری ابن سینا بر تمامی فیلسوفان متاخر، بر کسی پنهان نیست. گستره تاثیرات تفکر ابن سینا را می توان در فیلسوفان اسلامی متاخر و همچنین منتقدان مشاهده کرد. این تاثیرگذاری لزوماً به معنای تاثیرگذاری تام و تمام و همه جانبه نیست. بلکه این تاثیرگذاری می تواند از چند وجه بررسی و مورد قضاوت قرار بگیرد. گاهی این تاثیرگذاری در تمام وجه بوده است. چنانچه در طول تاریخ می توان متفکرانی را یافت که به تمام معنا، تحت تاثیر یک متفکر دیگری بوده و در واقع، صرفاً تبیین کننده آراء و اندیشه های آن متفکر بوده اند. در وجه دیگر، این تاثیرگذاری، همه جانبه نبوده و اما در بخش اعظمی از اندیشه، تاثیرگذار بوده است. شاید در اینجا برای نمونه، بتوان به ملاصدرا اشاره کرد که در تاثیرگذاری بر تمام فیلسوفان بعد خود سهم به سزایی داشت. قطعاً این تاثیرگذاری را نمی توان از نوع تاثیرگذاری تام و تمام دانست. چرا که همه فیلسوفان بعد ملاصدرا، نقدهای اساسی را در برخی آراء این فیلسوف اسلامی وارد کرده اند. اما همین انتفادها نیز گاهاً بر اساس مبانی خود ملاصدرا بوده است. این یعنی، مبانی ملاصدرا در فلسفه بعد خود، ساری و جاری بوده است.
در مقابل گاهی تاثیرگذاری نه از نوع تاثیرگذاری های مذکور، بلکه از نوع مقابل آن بوده است. تاثیرگذاری ای که در آن، ضدیت طرف مقابل را برانگیخته است. شاهد مثال این ادعا را می توان در تقابل بین امام محمد غزالی در تهافت الفلاسفه و ضدیت با اندیشه های ابن سینا دانست. یا انتقادهای اساسی که امام المشککین، فخررازی به ابن سینا داشت شاهد مثال این تاثیرگذاری اما نه در جهت موافق می باشد.
با این بیان و طرح این ادعا، می توان بین علامه طباطبایی و استاد مطهری نیز این تاثیرگذاری را شاهد بود. بررسی این ادعا که علامه طباطبایی بر آراء استاد مطهری تاثیرگذار بوده یک بحث مهم و اساسی می باشد. اینکه استاد مطهری به عنوان یکی از تئورسین های انقلاب اسلامی و یک شخصیت بسیار اثرگذار در نظام اسلامی ایران در اندیشه خود از چه مبانی و تفکراتی متاثر بوده است بسیار حائز اهمیت است.
قطعاً اینکه هر نظریه پردازی مبانی فکری خود ارا از کجا وام گرفته باشد مهم است و این یعنی اینکه در مورد استاد مطهری نیز به عنوان یک فیلسوف و متفکر اسلامی که در تاثیرگذاری عرصه تفکر در حوزه فلسفه و معارف دینی سهم به سزایی داشته مهم است.
خود استاد مطهری در نوشته ای در مورد کتاب المیزان علامه طباطبایی و تاثیرگذاری آن بر اندیشه های خود می فرماید: «کتاب تفسیر المیزان، یکی از بهترین تفاسیری است که برای قرآن مجید نوشته شده است . من می توانم ادعا کنم بهترین تفسیری است که در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است.» شهید مطهری معتقد بود که این تفسیر همه اش با فکر نوشته نشده است و بسیاری از مطالب آن از الهامات غیبی است و اضافه می کند: « کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم.» (الاوسی،1381)
این جمله و شاید بیانات دیگری از این متفکر اسلامی معاصر بیانگر تاثیرات زیاد علامه بر ایشان می باشد. قطعا بررسی این مسئله در دست یافتن به ریشه های مبانی فکری استاد مطهری بسیار مهم بوده و ضرورت ارزیابی مبانی این دو فیلسوف را قطعیت می بخشد.
در بررسی این آراء این دو اندیشمند در 5 محور بحث خواهیم کرد: آزادی، فلسفه اخلاق، مبانی فلسفی حقوق زن، اسلام و مقتضیات زمان، جامعه و تاریخ