با فرمت قابل ویرایش word
تعداد صفحات: 251 صفحه
تکه های از متن به عنوان نمونه :
فهرست مطالب… 1
فصل اول : کلیات تحقیق.. 8
بیان مساله. 9
پیشینه پژوهش…. 13
3- سوال اصلی پژوهش…. 15
سوالات فرعی.. 15
5- فرضیه اصلی.. 15
6-فرضیه های فرعی.. 15
7- مفروضه های پژوهش…. 16
8- متغیر های پژوهش…. 17
9- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی.. 17
10- روش شناسی.. 18
1-7 انوع روش تحقیق : 18
2-7 روش جمع آوری داده ها : 18
11- مشکلات و تنگناهای احتمالی.. 18
12- اهداف و ضرورت پژوهش…. 19
13- جنبه های نو آوری و بدیع بودن پژوهش…. 19
14- سازماندهی پژوهش…. 19
فصل دوم : چهار چوب تئوریک…. 20
سازه انگاری ؛ نظریه حکومت اندیشه ها 21
تاریخچه. 21
تبیین ماهیت سازه انگاری… 22
ویژگی های ریشه ای نظریه سازه انگاری… 23
مکتب انگلیسی و نگاه هنجار مند. 32
ریشه های مکتب انگلیسی.. 32
تحول در نگاه مکتب انگلیسی.. 33
الگوی تحقیق.. 35
فصل سوم : زمینه های هم گرایی در پیشینه دانشگاه الازهر. 39
ادوار مختلف تاریخ مصر. 40
مختصری از تاریخ مصر قبل از شکل گیری الازهر. 41
تاسیس و شکل گیری الازهر. 43
چند صدایی ، تولد وحدت گروی… 45
رکود پس از درخشش نخستین.. 46
الازهر در دوران ایوبیان.. 49
تعامل ایوبیان با الازهر. 50
رکود رفتارهای وحدت گرا در الازهر البته به مدت طولانی.. 51
دولت بردگان.. 54
الازهر در دوران حکومت بردگان.. 55
بازگشت رایحه هم گرایی.. 56
دوران طلایی مصر و بازگشت شکوه و جلال.. 57
خلافت عثمانی و الازهر. 58
حرکت علمی الازهر : 58
ساختار الازهر دراین سال ها 60
رابطه الازهر با قدرت و سیاست… 60
علائم روشنفکری و وحدت گروی… 61
الازهر و حمله فرانسه به مصر. 61
الازهر بعد از عثمانی.. 62
حادثه ترور فرمانده فرانسوی… 63
رفتن فرانسوی ها 64
ضعف عثمانی و قدرتمند شدن الازهر. 65
فصل چهارم :کارنامه وحدت گرایی الازهر در دوران معاصر. 67
باز تولید فضای هم گرایی مذاهب… 70
استقلال مالی نسبی.. 71
رسمی شاختن سایر شاخه های علوم. 71
رشد علمی.. 72
سید جمال الدین اسد آبادی… 72
اشغال مصر توسط بریتانیا 75
تحرکات و فعالیت های سیاسی – ملی الازهر. 76
انقلاب عرابی پاشا 76
جنگ جهانی اول.. 84
انقلا ب 1919. 85
مصر بین دو جنگ جهانی.. 89
تشدید موانع هم گرایی.. 89
ظهور چهره های هم گرا 91
جنگ جهانی دوم. 91
کودتای جدید ، عصر جدید. 93
الازهر هزار ساله و شروع پدیده جمهوریت… 93
جمال عبدالناصر و الازهر. 94
دوران انورسادات… 96
الازهر در دوران مبارک… 98
فصل پنجم : 100
همگامی مسلمانان در موج جدید بیداری اسلامی و خواب زمستانی الازهر. 100
موج جدید بیداری اسلامی چیست ؟. 102
روزشمار اعتراضات و رخدادها 103
بیداری اسلامی در مصر. 105
استفاده از گلولههای جنگی برای سرکوب مردم مصر. 105
اعلام نفرت معترضین مصر از عمر سلیمان.. 107
برپایی نماز توسط معترضین در خیابان ها 107
الازهر در انقلاب مصر چه کرد ؟. 110
چرا الازهر یک حرکت هم گرا و هماهنگ اسلامی را از دست داد ؟. 112
چرخش های الازهر و فقه سیاسی اهل سنت… 116
جایگاه الازهر در قانون اساسی جدید. 118
عوامل رخوت الازهر در بیداری هم گام اسلامی.. 121
نگاه جامع. 122
فصل ششم : تاثیر الازهر بر هم گرایی کشورهای مسلمان.. 125
هم گرایی اسلامی.. 126
کشورهای مسلمان به مثابه یک جامعه بین الملل منطقه ای… 127
کم رنگ کردن مرزهای مذهبی و رواج اندیشه تقریب… 129
الف ) غلبه نداشتن تعصبات ملی بر تعصبات دینی و پایبندی قوی به هویت و وابستگی های اسلامی.. 129
ب ) ظهور علما و بزرگانی که نسبت به مذهب شیعه احترام و اطاعت را قائل بودند. 131
نزدیکی به ایران به عنوان مهم ترین کشور شیعه. 133
تاسیس دارالتقریب… 134
حرکت به سوی جامعه بین الملل اسلامی.. 137
الازهر مرکز اعزام نیروی مذهبی بین المللی.. 137
صدور اندیشه به کشورهای مسلمان.. 140
تاثیر گذاری بر تفکر و اندیشه دولت مردان.. 141
موضع گیری های دینی اجتماعی مشترک… 141
الف )قضیه مسجد الاقصی.. 142
ب) انقلاب اسلامی ایران.. 143
ج) توهین سلمان رشدی به پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله ) 145
علت یابی از طریق همبستگی.. 146
الف ) پیشینه فاطمی مذهب این دانشگاه. 146
ب) غلبه شافعی مذهب ها در دوران حاکمیت اهل سنت… 146
ج) رواج اندیشه های سید جمال در دوران معاصر. 147
د ) فرهنگ تساهل مدار حاکم بر مردم مصر. 147
نتیجه گیری… 147
پیشنهاد برای محققین بعدی… 147
توصیه ها : 147
ضمائم.. 147
پیوست شماره 1 تصویر فتوای شیخ شلتوت در مورد رسمیت مذهب شیعه. 147
ترجمه فتوای شیخ شلتوت : 147
پیوست شماره 2 نامه شیخ شلتوت به آیت الله بروجردی… 147
پیوست شماره 3 : تاییدیه فتوای شیخ شلتوت توسط بزرگان اهل تسنن در مصر. 147
پیوست شماره 4 : نقشه مناطق تحت نفوذ جریان بیداری اسلامی.. 147
پیوست شماره 5 : بیانیه الازهر پس از انقلاب مصر در مورد بیداری اسلامی.. 147
پیوست شماره 6 :متن کامل قانون اساسی جدید مصر : 147
النص الکامل للمسوده الأخیره للدستور المصری… 147
منابع و مآخذ. 147
بیان مساله
شاید یکی از روزمره ترین روش های انسانی برای کسب منافع بیشتر در زندگی ، هم گام شدن باکسانی است که آن ها را برای همکاری و همیاری در مسیر موفقیت مناسب می پنداریم و به همین ترتیب فاصله گرفتن و جدایی از کسانی که مستقیم یا غیر مستقیم به منافع ما ضربه می زنند؛ امری فطری که در طول تاریخ منجر به ایجاد و یا از هم گسستن اتحاد های بسیاری در نظام بین الملل شده است . ثمره ی سال ها تجربه و تلاش عملی و فکری در این زمینه ، علاوه بر اینکه منجر به روند رو به گسترش هم افزایی و هم کاری بین دولت های مختلف دنیا گردیده، موجب نوعی نگاه فرا ملی و هم گرایانه در میان دولت مردان و حاکمان کشورهای پیشرفته دنیا شده است .
بزرگ ترین قدرت فعلی نظام بین الملل یعنی ایالات متحده ، از 50 ایالت مستقل تشکیل شده است که در بسیاری از موارد قوانین ، هنجارها و حتی هویت های متفاوتی برای خود قائلند . ایالت هایی که علی رغم داشتن منافع متعدد مخصوص به خود ، نوعی نگاه به منافع مشترک ، آن ها را به گونه ای گرد هم آورده است که با تشکیل دولت ملی واحد ، پلیس فدرال ، ارتش یک پارچه ، نظام مالیاتی سراسری و حتی مجموعه ای از هنجار ها و ارزش های ملی مشترک قدرتی برتر در دنیا را ایجاد کرده اند . زمانی که موج جنگ های داخلی بین این ایالت ها ، مجلس نمایندگان این کشور را نیز در نوردید ، این ایده بارز تر شد که جدا بودن این ایالت ها از هم نه تنها نمی تواند ابر قدرت بیافریند بلکه رقابت نا سالم و اندیشه های دیگر بودی و دشمن انگارانه در ذهن ملت ها و دولت ها می تواند ضعفی پایدار را بر این مجموعه حاکم کند .
اگر بخواهیم از نمونه ای مشخص تر نام ببریم ، اتحادیه اروپایی در زمان ما نمونه بارزی از هم گرایی است که بنا به گفته برخی صاحب نظران زمینه ساز بازگشت قدرت و شوکت به اروپا است . فراگیر شدن نوعی هویت دو لایه که مردم و سیاست مداران این منطقه را به سوی نوعی نادیده گرفتن مرز های ملی و حتی چشم پوشی از بخشی از حاکمیت ملی سوق داده است . نباید فراموش کرد که بزرگ ترین خونریزی های دنیا به دست همین کشورهای اروپایی و بین همینان آغاز گشته است . ارزش این اتحاد کنونی وقتی مشخص می شود که پتانسیل واگرائی بین آن ها از جنگ های 30 ساله گرفته تا جنگ جهانی دوم را ارزیابی کنیم . بنابر این نمی توان این تغییر در روابط بین کشورها و هنجار ها و ساختار ذهنی آنان را نوعی پیشرفت به سوی صلح، امنیت و رفاه پایدار تر ندانست . پیشرفتی که بازحمت و به بهای از دست رفتن جان میلیون ها انسان به دست آمده است و نادیده انگاشتن آن از سوی هر فرد و یا دولتی، جز نشانی از کوتاهی فکر و بسته بودن اندیشه نیست . اتحادیه نو پای آفریقا، سازمان همکاری های شانگهای، اتحادیه منطقه ای آسه آن، هر یک نمونه های دیگری از هم گرایی و اتحاد را به نمایش می گذارند .
شاید سخن گفتن از هم گرایی خیلی آسان تر از انجام آن در عمل باشد اما باید توجه کرد که میزان موفقیت در هم گرایی بسته به عواملی است که بدون در نظر گرفتن آن ها تجربیات تلخی همانند اتحادیه جماهیر شوروی درتاریخ ثبت خواهد شد. از این روست که نسخه هم گرایی یکی از بدیهی ترین و در عین حال دقیق ترین توصیه های قرن جدید به کشورها است. دنیای مدرن پس از اینکه درعهد وستفالیا با تجزیه امپراطوری ها و تشکیل دولت ملت ها سعی در تثبیت مرزهای ملی در اذهان داشت و پس از اینکه این هویت ملی را به کشورهای شرق صادر کرد، در یک چرخش تدریجی به سوی تشکیل همان امپراطوری ها گام بر می دارد با این تفاوت که ساختار های دموکراتیک را بر آن حاکم می کند و یا حداقل میل دارد که حاکم کند .
اگر درگذشته امپراطوری ها در جهت افزایش قدرت سیاسی و جهان گشایی شکل می گرفت، در دنیای جدید علاوه بر قدرت سیاسی به سوی افزایش قدرت اقتصادی، رفاهی و امنیتی گام بر می دارد و البته احترام به مرز های ملی نوعی هویت دولایه را پدید آورده است که می تواند تهدید یا فرصت – بسته به نوع نگاه و عملکرد حاکمان – باشد . حقیقت این است که پست مدرنیته سیاسی نه تنها به عنوان یک راه کار بهره وری اقتصادی و سیاسی بلکه به عنوان یک استراتژی حیاتی به هم گرایی می نگرد. همکاری های منطقه ای و فرامنطقه ای نه صرفا با مذاکرات سیاستمداران و اجبار آن ها بلکه با رشد یک روحیه فراملی گرایی در میان ملت هایی است که به حفظ موقعیت خود و هم افزایی به شکل جدی می نگرند.
کشورهای اسلامی به عنوان مجموعه ای از دولت ملت ها که کمترین اشتراک و شباهت آن ها، همسانی دینی و هم گونی فرهنگ مذهبی است گویا سال هاست که به خوابی عمیق و دردناک فرو رفته اند. فاجعه وقتی بیشتر خود نمایی می کند که بدانیم تعدادی از کشورهای اسلامی علاوه بر اشتراک در دین، دارای پیشینه تاریخی مشترک در وابستگی به یک حکومت واحد بوده اند. زمانی را از سر گذرانده اند که هر کدام از کشورهای اسلامی یا جزئی از امپراطوری بزرگ عثمانی و یا صفویه به شمار می آمده اند. و تاسف بار تر اینکه هم اکنون بسیاری از این کشورها در حوزه های جغرافیایی مشترکی که بیشترین استعداد منطقه گرایی و منافع فرا ملی را دارد می زیند اما با این حال نه از کشورهای خلیج فارس همکاری منطقه ای قابل ذکری مشاهده می شود و نه شمال آفریقا و نه منطقه شام و نه ….
امنیت دسته جمعی، صدور نفت، موازنه تسلیحاتی، مساله فلسطین، گسترش اسلام درسایر کشورها، اصلاحات اقتصادی بنیادین، همه و همه منافع مشترکی هستند که حول آن می توان کارامد ترین ائتلاف های منطقه ای را شکل داد اما این پتانسیل عظیم هم چنان مغفول مانده است. حاکمیت ملی کشورها در شرایط فعلی مساله ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و مدعی بازسازی کشوری مانند عثمانی سابق شد اما با حفظ حاکمیت ها و دولت ملت های فعلی قطعا می توان نظام هایی از هم کاری و هم گرایی ایجاد کرد که درعین هم افزایی درونی بین مسلمین، آثار شگرفی در افزایش نفوذ و صلابت سیاسی در جهان داشته باشد که کرسی دائم سازمان ملل برای مسلمین حد اقل آن باشد.
نهضت های زنجیره وار بیداری در دو سال اخیر نشان داد که ملت های اسلامی از هم سانی فرهنگی بسیار بالایی برخوردارند که حاکمان توانا و یا اراده استفاده صحیح از این هنجار و پارادایم اجتماعی را نداشته اند. به هر روی مساله تقریب بین مسلمانان با موانعی بسیار روبه روست و در این میان یکی از مهم ترین نکات این مطلب است که عملکرد عالمان دینی و نهاد حوزه های علمی سنی و شیعه چه نقشی را ایفا می کنند؟
شاید بتوان پایان نامه حاضر را گزارشی از تاثیر یکی از جریان های معاصر در حوزه های علمیه اهل سنت بر هم گرایی و واگرایی کشورهای اسلامی با توجه به اختلافات مذهبی دانست . از این منظر شاید بتوان در دنیای شیعه و هم چنین اهل سنت جریان هایی را که در راستای تقریب و یا در خلاف جهت آن گام بر می دارند شناسایی کرد. به عنوان مثال جریان وهابیت در دنیای اهل سنت تاثیرات شگرفی را در ایجاد اختلاف و واگرائی بین مسلمانان و هم چنین حکومت های اسلامی داشته است و یا شاید بتوان از دانشگاه الازهر به عنوان یک نهاد که در راستای تقریب گام برداشته است نام برد.
سوال اصلی که این پژوهش در صدد پاسخگویی به آن است پرسش و واکاوی صدق این مدعا ست که آیا الازهر بر هم گرایی تاثیر مثبت داشته است و اگر داشته است در چه زمان هایی و چگونه این اثر گذاری رخ داده است ؟
سوال مهم دیگری که به آن نیز باید پاسخ داد این است که عوامل و ریشه های این اثر گذاری کدامند؟
در این نوشته سعی شده است تا با استفاده از روش هم بستگی پاسخی مناسب برای این سوالات ارائه گردد.پاسخ احتمالی و موقت به این سوال این است که الازهر نقشی مثبت را در دوران معاصر در جهت وحدت و هم گرایی کشورهای مسلمان ایفا کرده است اما این نقش برای به ثمر نشستن با موانعی مواجه بوده است. در این نوشتار کلید واژه هایی مانند هم گرایی، وحدت، هم اندیشی، نزدیکی هنجاری، آرمان ها و اهداف مشترک دارای اهمیت بالایی هستند که می توانند بیانگر نحوه عملکرد الازهر در ایجاد زمینه های وحدت باشند.
برای بررسی این مفاهیم و درکی صحیح از شیوه کار و فعالیت الازهر در جهان اسلام بایستی روشی برای تحلیل رفتار های وحدت گرا تعیین شود که ما برای این کار از دو تئوری سازه انگاری و مکتب انگلیسی بهر ه برده ایم و در این زمینه نظریات بسیاری از اندیشمندان بخصوص مکتب گروسیوسی را مطرح کرده ایم. در واقع نظریه سازه انگاری با تاکید بر برساختگی روابط بین الملل و اهمیت فرایند های بینا ذهنی و فرهنگی و اندیشه ای اهمیت اقداماتی مانند گفتگو، هم اندیشی، مناظره، نزدیکی فکری را برای ما برجسته می سازد. و از سویی مکتب انگلیسی با بیان مفاهیم مانند جامعه بین الملل، هنجار ها و قوانین مشترک می تواند روشنگر نقشه راه و هدف مشخصی برای فعالیت های یک نهاد فکری و علمی برای رسیدن به هم گرایی باشد. نظریه مکتب انگلیسی نشان می دهد که اتحادیه ای از مجموعه کشورهای اسلامی می تواند یک جامعه بین الملل به شمار آید که با قوانین مشترک برخاسته از ایدئولوژی های مشترک و اعتقادات و ارزش های مشترک ، حرکت مهم و اثر گذاری را در نظام بین الملل از خود نشان دهد که در بر گیرنده منافع تمام اعضا باشد.
استفاده از منابع عربی بخصوص در مورد تاریخ الازهر و مصر یکی از لوازم این پژوهش بوده است که حتی الامکان سعی شده است که اصل کتاب ها رویت شود. استفاده از منابع لاتین به تناسب در حد اقل بوده است و شاید بتوان گفت که از یکی دو مورد و آن هم به صورت محدود تجاوز نمی کند. منابع فارسی مورد استفاده نیز بعضا ترجمه یک متن لاتین یا عربی بوده اند اما به هر صورت سعی بر این بوده است تا مجموعه ای منسجم و مفید برای ذهن خواننده ارائه شود. این پژوهش از لحاظ موضوع، تاثیر دانشگاه الازهر مصر را بر هم گرایی و وحدت بین کشورهای مسلمان و زمنیه های و ریشه های پیدایش آن و از لحاظ زمانی، بازه زمانی معاصر را مورد بررسی قرار می دهد.
نهاد الازهر که به عنوان نخستین مرجع دینی اهل تسنن شناخته می شود و سابقه هزار ساله آن در ترویج علوم و معارف اسلامی، آن را به عنوان یکی از اصلی ترین معاهد برای تحصیل علوم اسلامی در آورده،در کشور مصر با سابقه تمدن 6 هزار ساله قرار گرفته است. کشوری که سابقه سه دین و سه زبان مختلف فرعونی، مسیحی و مسلمان و تغییرات شگرف تمدنی روحیه ای چند صدایی را بر مردم آن حاکم کرده است. سابقه هزار ساله این دانشگاه مملو از تغییرات مذهبی در ریاست و اداره آن بوده است؛ گاهی شیعیان فاطمی بر آن مدیریت می کرده اند و گاهی ایوبیان اشعری مسلک و در برخی اوقات شافعی مذهب ها و گاهی دیگر حنفی ها و یا مالکی ها. این سابقه پر تلاطم از این دانشگاه مرکزی ساخته است با تحمل بالا نسبت به شنیدن صدای مخالف.
به مرور زمان جهان اسلام با چالش هایی مواجه شده است که نیاز به هم صدایی و هم بستگی مسلمانان روز به روز بیشتر احساس می شده است و در این میان رهبران دینی دو مکتب مهم شیعه و سنی عملکرد های خاص به خود را داشته اند. در میان رهبران دینی اهل سنت شاهد دو شاخه متفاوت از لحاظ تمایل به مقوله وحدت اسلامی شکل گرفته است. گروهی موافق آن و گروهی مخالف. اما آنچه اهل سنت را متمایز می کند این است که در میان شیعیان ولو یک نفر هم چون امام خمینی ( ره ) ظهور کرد که منادی وحدت باشد اما جای خالی چنین حرکت انقلابی در میان رهبران و مراجع دینی اهل سنت مشهود است. اما نمی توان فعالیت های نهادهای مذهبی مانند الازهر و شیوخ آن را نادیده گرفت. باید میزان تلاش این شیوخ و نهاد الازهر مورد ارزیابی قرار گیرد و نقطه ضعف های آن آشکار شود تا بتوان نسبت به تقویت این تلاش ها و رفع نقطه ضعف ها تلاش کرد.
با فرمت قابل ویرایش word
تعداد صفحات: 342 صفحه
تکه های از متن به عنوان نمونه :
تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
چکیده
مسئلهی فیض یکی از مباحث مهم فلسفی است که در فرهنگ و علوم اسلامی مورد توجه و نظریهپردازی اندیشمندان قرار گرفته است. مسائلی که خاستگاه طرح نظریهی فیض تلقی میشوند عمدتاً به نحوهی ارتباط بین مبدأ متعال و ماسوای او باز میگردند. البته غرض از طرح نظریهی فیض توضیح نحوهی بر آمدن کثرت از وحدت است، اما غرض اصلی نظریهی فیض توضیح چگونگی فاعلیت وجودی است؛ یعنی تحقق نحوهای برتر از علیت، ورای علل طبیعی و تحریکی و معدّ، در قالب علیت وجودی که آن را صدور یا فیض نامیدهاند.
این مورد از مهمترین وجوه مشخص مکتب فکری ابنسینا و صدرالمتالهین محسوب میشود. ابنسینا در این زمینه با طرح مباحثی چون تمایز وجود و ماهیت در ممکنات و عینیت آنها درخداوند و نیز تمایز بین حادث ذاتی و حادث زمانی، خالقیت خدا را که در آراء ارسطو جایگاهی نداشت تبیین روشنی بخشید. اما در فلسفهی ابنسینا فاعلیت وجودی به معنی اقتران وجودی دو امر مباین است؛ یعنی دو طرف نسبت (علت و معلول) در دیدگاه فوق دارای استقلال وجودی از هم هستند که از آن به تعبیر به اضافهی مقولی میشود و به دلیل مغایرت وجود ممکن با واجب در این دیدگاه وجود ممکن رابطی تلقی میشود. همچنین به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت در این دیدگاه، بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت تاکید میشود. صدرالمتالهین در این زمینه، علاوه بر پذیرش بدوی موضع رسمی ابنسینا مبنی بر امکان وقوع فاعلیت وجودی و فیض، در تحلیل و تعمیق و تدقیق پیرامون مفهوم فیض و فاعلیت الهی و تبیین ویژگیهای فیض و نحوهی رابطهی حق با خلق کوشیده و با توجه به امکان فقری و وجود رابط و طرح اصطلاح اضافهی اشراقیه سعی در ایضاح بیشتر محل بحث نموده است. اما در انتها به قولی عمیقتر و دقیقتر، یعنی نظریهی تجلی و ظهور در نحوهی فاعلیت حق رسیده که از آن میتوان به فاعلیت ظهوری یاد نمود.
در پژوهش حاضر آراء ابنسینا و صدرالمتالهین در باب مسئلهی فیض و فاعلیت وجودی، احکام و توالی آن از جمله چگونگی صدور موجودات، بررسی و مقایسه شده است. این دو فیلسوف، علاوه بر اتفاق نظر در جواز فاعلیت وجودی و اعطای وجود بر پدیدهها و ممکنات، در غالب موارد با هم اختلاف نظر دارند. ابنسینا به دلیل اعتقاد به قاعدهی الواحد و با تأثر از فکر ارسطویی و نوافلاطونی، نظام سلسله مراتبی صدور را برای پیدایش هستی ترسیم میکند. اما صدرالمتالهین با پذیرش قاعدهی مزبور، با تأثر از عرفا نظام سلسله مراتب وجودی را برای پیدایش هستی ترسیم میکند.
واژگان کلیدی: فیض، صدور، تجلی، ابداع.
فهرست اجمالی مطالب
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 1
کلیات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 6
بخش اول: بیان مفاهیم و سیر تاریخی نظریهی فیض
فصل اول: بیان مفاهیم ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 14
فصل دوم: سیر تاریخی نظریهی فیض ………………………………………………………………………………………………………………………………. 28
جمعبندی و نتیجهگیری بخش اول ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 61
بخش دوم: دیدگاه ابنسینا دربارهی مسئلهی فیض و صدور
فصل اول: اصول اساسی ابنسینا در مسئلهی فیض و صدور …………………………………………………………………………… 64
فصل دوم: تبیین دیدگاه ابنسینا در فیض و فاعلیت وجودی …………………………………………………………………………. 82
فصل سوم: تبیین کیفیت صدورکثرت از وحدت از دیدگاه ابنسینا …………………………………………………………… 129
جمعبندی و نتیجهگیری بخش دوم ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 153
بخش سوم: دیدگاه صدرالمتألهین دربارهی مسئلهی فیض
فصل اول: اصول و مبانی صدرالمتألهین در مسئلهی فیض ……………………………………………………………………………. 158
فصل دوم: تبیین دیدگاه ملاصدرا در فیض و فاعلیت وجودی ……………………………………………………………………….. 211
فصل سوم: احکام و توالی نظریهی فیض در حکمت متعالیه …………………………………………………………………………… 266
جمعبندی و نتیجهگیری بخش سوم …………………………………………………………………………………………………………………………………. 326
نتیجهگیری نهایی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..332
کتابنامه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 342
کتابشناسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 352
مقدمه
مسئلهی فیض یکی از مباحث مهم فلسفی است که در فرهنگ و علوم اسلامی مورد توجه و نظریه پردازی اندیشمندان قرار گرفته است. مسائلی که خاستگاه طرح نظریهی فیض تلقی میشوند عمدتاً به نحوهی ارتباط بین مبدأ متعال و ماسوای او یعنی در زمینهی ارتباط بین وحدت با کثرت، مجرد با مادی، قدیم با حادث، ثابت با متغیر، عالم با معلوم، مرید با مراد و … باز میگردند. البته غرض از طرح نظریهی فیض توضیح نحوهی برآمدن کثرت از وحدت است، اما غرض اصلی نظریهی فیض توضیح چگونگی فاعلیت وجودی است؛ یعنی تحقق نحوهای برتر از علیت ورای علل طبیعی و تحریکی و معدّ، در قالب علیت وجودی که آن را صدور یا فیض (emanation) نامیدهاند. البته طرح و بسط مسئلهی فاعلیت وجودی مشخصاً در قالب مفهوم فیض حاصل نوعی نگرش وجودی به عالم است که با نگرش یونانی چندانی قرابتی ندارد. این مورد از مهمترین وجوه مشخص مکتب فکری ابنسینا و صدرالمتالهین محسوب میشود یعنی هر دو در جواز فاعلیت وجودی به معنی آفرینش هستی و اعطای وجود به پدیدهها و ممکنات هم عقیده هستند.
ابنسینا در این زمینه با طرح مباحثی چون تمایز وجود و ماهیت در ممکنات و عینیت آنها در خداوند و نیز تمایز بین حادث ذاتی و حادث زمانی، خالقیت خدا را که در آراء ارسطو جایگاهی نداشت تبیین روشنی بخشید. اما در فلسفهی ابنسینا، فاعلیت وجودی یعنی اقتران وجودی دو امر مباین به گونهای که یکی وابسته به دیگری باشد. نکته بارز در این تحلیل تاکید بر تباین و جدایی فاعل و معلولش است. یعنی دو طرف نسبت (علت و معلول) در دیدگاه مزبور، دارای استقلال وجودی از هم هستند که از آن تعبیر به اضافهی مقولی میشود. چون در این دیدگاه به دلیل اعتقاد به تباین وجودات، برای ممکن وجودی مغایر با وجود واجب تعالی در نظر گرفته میشود، در نتیجه وجود ممکن رابطی تلقی میشود. و به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت که در این دیدگاه دربارهی علیت ایجادی رخ داده بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت تاکید میشود. بدینترتیب در فلسفهی ابنسینا، همانطورکه برای سایر اشیاء وجود اثبات میکنیم برای حق تعالی نیز وجودی اثبات میکنیم. البته با این تفاوت که وجود حق تعالی قائم به ذات و لایتناهی و ازلی و ابدی است و وجود اشیاء قائم به وجود واجب تعالی و ناشی از او و محدود و حادث است، اما در اصل حقیقت وجود، تفاوتی میان ذات واجب و سایر اشیاء نیست.
صدرالمتالهین در این زمینه، علاوه بر پذیرش بدوی موضع رسمی ابنسینا مبنی بر امکان وقوع فاعلیت وجودی و فیض، براساس مبانی خاص خود از جمله اصالت وجود و تشکیک آن، در تحلیل و تعمیق و تدقیق پیرامون مفهوم فیض و فاعلیت الهی و تبیین ویژگیهای فیض و نحوهی رابطهی حق با خلق کوشیده و با توجه به امکان فقری و وجود رابط و طرح اصطلاح اضافهی اشراقیه سعی در ایضاح بیشتر محل بحث نموده است.
طبق این جهان بینی، ماسوای واجب در واقع امر و به لحاظ تحلیل وجودی شأن، استقلال و نفسیتی از خود ندارند و تنها به عنوان نوعی ربط به علت قابل لحاظ هستند و ذاتی جز همین ارتباط ندارند و از این حیث میتوان آنها را وجود حرفی نامید. به عبارت دیگر، طبق دیدگاه صدرا در جریان علیت و فاعلیت وجودی سه بخش موجد، ایجاد و موجود یا مبدِع ابداع و مبدَع و مانند آن در کار نیست، بلکه موجود مفاض عین فیض است و تنها حقیقتی که دو بخش مفیض و فیض را به عنوان ربط به مفیض دارد، مطرح است. بنابراین، در دیدگاه مزبور ارتباط علت با معلول به قدری عمیق و حیاتی است که از آن می توان به «ارتباط وجودی» نام برد که در آن غنی به فقیر وجود میبخشد و فقیر از غنی هستی میگیرد، به طوری که اگر بخشش وجود از ناحیهی غنی به سوی فقیر لحظهای متوقف شود، کیان و هستی فقیر به مخاطره میافتد. بنابراین، مخلوقات جهان به سبب فقر وجودی و نیاز ذاتی همواره به افاضهی وجود از ناحیهی فیاض علیالاطلاق محتاج هستند.
البته صدرالمتالهین در انتها به قولی عمیقتر و دقیقتر، یعنی نظریهی تجلی و ظهور در نحوهی فاعلیت حق رسیده که از آن میتوان به فاعلیت ظهوری یاد نمود. بر طبق آن اشیاء نه معلول حق، بلکه تجلی و نمایش و ظهور اسماء و صفات حق تعالی هستند. لذا رابطهی علیت بین حق تعالی و ماسوی ا… به رابطهی ظاهر و مظهر بدل میگردد.
در پژوهش حاضر آراء ابنسینا و صدرالمتالهین در باب مسئلهی فیض و فاعلیت وجودی احکام و توالی آن از جمله چگونگی صدور موجودات از واجب بررسی و مقایسه میشود. این دو فیلسوف، علاوه بر اتفاق نظر در جواز فاعلیت وجودی و اعطای وجود به پدیده و ممکنات در غالب موارد با هم اختلاف نظر دارند. جدای از اختلافاتی که در این زمینه برشمردیم، ابنسینا به دلیل اعتقاد به قاعدهی الواحد و با تأثر از فکر ارسطویی و نوافلاطونی نظام سلسله مراتبی صدور را برای پیدایش هستی ترسیم میکند، اما صدرالمتالهین با پذیرش قاعدهی مزبور، با تأثر از عرفا نظام سلسله مراتب وجودی را برای پیدایش هستی ترسیم میکند.
اثر حاضر مشتمل بر سه بخش است: در بخش اول به بیان مفاهیم و سیر تاریخی نظریهی فیض می پردازیم. چون در بررسی هر موضوع توجه به برخی مفاهیم که نقش کلیدی را در معرفی موضوع ایفا میکنند اهمیت به سزایی دارد، در همین راستا ابتدا برخی از مفاهیم که در فصول مختلف این پژوهش نقش بنیادی را در ارتباط با موضوع دارند انتخاب گردیده و تعریف میشوند. در ادامه، نگارنده برای دستیابی به ابعاد مختلف نظریهی فیض در فلسفهی ابنسینا و صدرالمتالهین و نیز استنتاج تحولاتی که در این نظریهی رخ داده به سیر تاریخی نظریهی فیض میپردازد. بدین جهت، ابتدا نگارنده سیر بحث را در نظامهای فلسفی یونانی دنبال میکند و سپس به سیر بحث در بین فیلسوفان مسلمان میپردازد.
نگارنده بخش دوم رساله را به دیدگاه ابنسینا در مسئلهی فیض اختصاص خواهد داد. برای دستیابی به این مقصود ابتدا اصول اساسی ابنسینا در این مسئله روشن میشود. و سپس به تبیین مسئلهی فیض و فاعلیت وجودی براساس اصول ذکر شده پرداخته میشود و در ادامه، تبیین صدور کثرت از وحدت از دیدگاه ابنسینا (که در این زمینه متاثر از هیئت قدیم بطلیموسی که ارسطو بدان تمسک جسته و همینطور متاثر از نظریهی صدور و فیض افلوطین میباشد) مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
در بخش سوم رساله به بررسی دیدگاه صدرالمتالهین دربارهی مسئلهی فیض پرداخته میشود. برای فهم این نظریه در فلسفهی صدرا، ابتدا اصول و مبانی او در این مسئله مورد بحث قرار میگیرد. سپس به تبیین مسئلهی فیض و فاعلیت وجودی که مهمترین قسمت این بخش محسوب میشود با توجه به اصول مزبور پرداخته میشود و در ادامه احکام و توالی نظریهی فیض در حکمت متعالیه از جمله ربط وحدت با کثرت، ربط حادث با قدیم، ربط فاعل عالم با معلوم، ربط فاعل مرید با معلول مراد و … مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. در پایان نیز یک نتیجهگیری تطبیقی و مقایسهای بین دیدگاه ابنسینا و صدرالمتالهین در باب مسئلهی فیض و توابع آن خواهیم نمود.
لازم به ذکر است که در بخش سوم رساله، مباحث تا حدودی به صورت مقایسهای مطرح خواهد شد، یعنی در اکثر مباحث نظریهی صدرالمتالهین با فلاسفهی دیگر از جمله ابنسینا، سهروردی، ابنعربی و همچنین با نظریهی متکلمین و قدما مقایسه و مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و در نهایت دیدگاه عرفانی صدرا به عنوان نظریهی نهایی وی از بین نظرات گوناگون انتخاب میگردد. با توجه به این مطلب در ادامهی مباحث خود اشاره خواهیم کرد که شارحین آثار صدرالمتالهین از جمله آیت ا… جوادی آملی در شرح حکمت متعالیه خود و سیدجلالالدین آشتیانی در شروح و پاورقیهای خود بر آثار صدرا، تصریح میکنند که صدرالمتالهین در اکثر آراء فلسفی خود ابتدا از نظام مشایی آغاز میکند و در نهایت به آراء عرفا یا چیزی قریب به آراء آنان میرسد. او در مسئلهی فیض نیز به همینگونه عمل کرده است. او از تحلیل فارابی و ابنسینا آغاز میکند و در میانهی راه به سهروردی میرسد و در نهایت به آراء ابنعربی و شارح بزرگ او قیصری میرسد و از آنان متأثر میگردد. لذا صدرا در طراحی و بنای حکمت خود که آن را حکمت متعالیه نامیده است، از همهی عناصر مفید اندیشههای اسلاف خود بهره میبرد.
البته اگر بخواهیم رابطهی میان نظامهای قبل از ابنسینا و نظام سینوی و نظامهای میانه و نظام صدرایی را، در پیکرهی فلسفهی اسلامی به خوبی تصور کنیم، بهتر است فلسفه را همچون نهالی فرض کنیم که از یونان به جهان اسلام انتقال یافت. این نهال با تلاش فیلسوفان پیش از ابنسینا رشد کرد، با تحقیقات ابنسینا درخت شد، با مراقبتها و پیرایشهای فیلسوفان پس از ابنسینا تناورتر و کاملتر شد و سرانجام با کوششهای صدرالمتالهین به کمال قوت و باروری رسید.
بنابراین، فلسفهی اسلامی شبیه یک هویت واحد است که دارای مراحل و مراتبی است که در مجموع روند تکاملی داشته است، مرتبهای از آن فلسفهی یونان است در بدو ورود به فرهنگ اسلامی، مرتبهی دیگر آن نظامهای فلسفی پیش از ابنسینایند، مرتبهی بعد از آن که با تکاملی چشمگیر همراه است نظام سینوی است، مراتب پس از آن نظامهای میانهاند که با نقادیها و بررسیهای خود فلسفهی اسلامی را مستعد کردند تا سرانجام مرتبهای بسیار کاملتر، همچون نظام صدرایی برای آن تحقق مییابد که از نظر میزان تکامل نسبت به مراتب قبل گویی جهش یافته است.
امید است رسالهی حاضر بهرغم همهی خطاها و نارساییهایی که حتما وجود دارد بتواند حداقل کمکی متواضعانه در جهت آشنا نمودن دانشپژوهان با یکی از اساسیترین مسایل هستیشناسی باشد.