بررسی محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی و عوامل مؤثر بر واکنش بازار به افزایش سود تقسیمی در بورس اوراق بهادار تهران
بصورت ورد ودر 127صفحه
چکیده
بررسی رابطه بین تقسیم سود و بازده سهام از دیرباز از جمله مشکل¬ترین چالش¬های پیش¬ روی اقتصاددانان مالی بوده است.هدف این مطالعه نیز بررسی واکنش بازار به تغییرات سود تقسیمی(کاهش یا افزایش) می¬باشد. که این کار از طریق سنجش بازده غیر عادی انباشته انجام می-شود. خصوصاً در این مطالعه به بررسی عوامل تأثیر-گذار بر بازده غیر عادی انباشته در دوره¬ای که سود تقسیمی افزایش یا کاهش می¬یابد، می¬پردازیم. هدف این است که ببینیم آیا واکنش بازار به افزایش یا کاهش سود تقسیمی با گذشت زمان ضعیف می¬شود یا خیر. هدف نهایی این مطالعه این است که آیا سود تقسیمی همچنان برای سهامداران مهم است یا خیر. علاوه بر این در این تحقیق به بررسی عواملی که ممکن است روی ارزش سود تقسیمی، تأثیر بگذارند می¬پردازیم. این عوامل عبارتند از: جریان نقد آزاد شرکت، نسبت بدهی، مالکیت نهادی، فرصت رشد و نقد شوندگی (گردش سهام شرکت). برای آزمون فرضیات تحقیق از دو روش رگرسیون خطی و روش داده¬های تلفیقی استفاده شد. نتایج نشان داد که بازده غیر عادی انباشته به افزایش و کاهش سود تقسیمی ارتباطی ندارد. علاوه براین نتایج نشان داد که واکنش بازار به تغییرات سود تقسیمی با متغیرهای نسبت بدهی، گردش سهام شرکت و فرصت رشد، ارتباط معنادار ولی با متغیرهای جریان نقد آزاد شرکت و مالکیت نهادی ارتباط معنی داری ندارد. علاوه بر این این نتیجه به دست آمد که بازده غیر عادی با زمان افزایش سود تقسیمی ارتباط معنی داری ندارد.هم چنین یافته¬ها نشان داد که در روش رگرسیون بین زمان و بازده غیر عادی ارتباط معنی داری وجود دارد اما روش داده¬های تلفیقی این یافته¬ را تأیید نمی¬کند.
...
فرمت فایل : word (قابل ویرایش) تعداد صفحات : 21 صفحه
چکیده
مقاله حاضر به بررسی اثرات متقابل تولید و صادرات با تکیه بر صادرات غیرنفتی وعوامل مؤثر برآنها از طریق روش حداقل مربعات دومرحلهای میپردازد. نتایج نشان میدهند که صادرات غیرنفتی و تولید ناخالص داخلی هر دو بر روی یکدیگر تأثیرات معنیداری میگذارند ولی تأثیرات GDP بر صادرات غیرنفتی به مراتب بیشتر است. از طرف دیگر، تأثیرات متغیرهای پولی مانند نرخ ارز و نرخ مبادله در کنار عواملی مانندکار، موجودی سرمایه و واردات بر صادرات غیرنفتی کشور نیز محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و چگونگی ارتباط و میزان تأثیرات هر یک، تعیین میگردد.
مقدمه
امروزه، در ادبیات رشد اقتصادی، توجهی خاص به تجارت خارجی به عنوان عامل رشد معطوف شده است. از این رو، استراتژی تشویق صادرات به عنوان یک استراتژی موفق، مورد توجه بسیاری از اقتصاددانان قرار گرفته است. برا ی مثال ، میتوان به مطالعات فدر (18982)، کاووسی (1984)، ادواردز (1993)، گرین وی (1994) و بیگم (1998) اشاره نمود.
نظریههای رشد سنتی کلاسیکها و نئوکلاسیکها به وجود رابطهای قوی میان توسعه صادرات و رشد اقتصادی تأکید داشته و معتقدند که توسعة تجارت بینالملل، منجر به افزایش تخصص و کارایی در بخشهای صادراتی شده و در نهایت, باعث تخصیص مجدد منابع از بخشهای غیرتجاری و غیرکارا به بخشهای تجاری میگردد که این پدیده میتواند به رشد تولید کمک نماید. به طور کلی، اثرات جانبی رشد صادرات بر رشد تولید عبارتند از: افزایش بهرهوری عوامل تولید، کارایی در تخصیص منابع، پیشرفت تکنولوژی و استفاده از تکنولوژیهای روز، فراهم آوردن امکان بهرهگیری از صرفههای ناشی از مقیاس و افزایش تخصص نیروی کار . به عبارت دیگر، هرگاه تخصیص اولیة منابع از نوع بهینةپرتو نباشد، در این صورت ،بهرهوری کل عوامل تولید، میتواند به وسیلة تخصیص مجدد منابع افزایش یابد و در نتیجه، تولید ناخالص داخلی نیز رشد خواهد یافت.
ادامه...
...